کشف انقلابی نورون آینه‌ای: توضیح چگونگی اجتماعی‌شدن انسان

توضیحات عصب‌شناسی به­‌نام مارکو یاکوبونی (Marco Iacoboni) دربارۀ نورون‌های آینه‌ای، اوتیسم، و آثار مخرّبِ فیلم‌های خشونت­‌آمیز

مارکو یاکوبونی (Marco Iacoboni)، عصب‌شناس دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس، به خاطر پژوهش‌هایش روی نورون‌های آینه‌ای شهرت دارد. نورون‌های آینه‌ای مدار کوچکی از یاخته‌ها هستند که در قشر پیشاحرکتی (premotor cortex) و قشر آهیانه‌ای پایینی (inferior parietal cortex) قرار دارند. نکتۀ جالب در مورد این یاخته‌ها این است که نه تنها زمانی که خودمان کار خاصی— مثل خندیدن یا برداشتن فنجان چای— انجام می‌دهیم فعال می‌شوند، بلکه زمانِ مشاهدۀ فرد دیگری در حال انجام همین کارها نیز فعال می‌­شوند. به عبارت دیگر، فرق میان انجام عمل و مشاهدۀ عمل در این نورون‌ها از میان می‌رود. در سال‌های اخیر، یاکوبونی نشان داده است نورون‌های آینه‌ای شاید جزء اساسی شناخت اجتماعی ما باشند و نقص در سیستم نورون‌های آینه‌ای ممکن است به اختلال‌های ذهنی مختلف مانند اوتیسم منجر شود. کتاب جدیدش، آئینه‌واری مردم: علم نحوۀ ارتباط با دیگران (Mirroring People: The Science of How We Connect to Others)، این مسائل را عمیقاً بررسی می‌کند.

***

 

 

لهرر (LEHRER): چه شد که به نورون‌های آینه‌ای علاقه‌مند شدی؟ آیا از همان اول قدرت تبیینی آنها را تشخیص دادی؟

یاکوبونی: درواقع کم­کم به نورون‌های آینه‌ای علاقه‌مند شدم. گیاکومو ریزولاتی (Giacomo Rizzolatti)[عصب‌شناس] و گروهش [در دانشگاه پارمای ایتالیا] با مرکز نقشه‌برداری مغز ما در UCLA ارتباط برقرار کردند چون می‌خواستند با کمک تصویربرداری از مغز انسان، پژوهش‌هایشان دربارۀ نورون‌های آینه‌ای را توسعه دهند. به نظرم جالب آمد اما باید اعتراف کنم ابتدای کار خیلی به نورون‌های آینه‌ای باور نداشتم. ابتدای راه بودیم. ویژگی‌های این نورون‌ها آنقدر عجیب بود که واقعاً حس می‌کردم نکند آزمایش‌ها ساختگی است. در 1998، از آزمایشگاه ریزولاتی در پارما بازدید کردم و در جریان آزمایش‌ها و یافته‌هایشان قرار گرفتم. با آناتومیست‌هایی که روی آناتومی سیستم کار می‌کردند صحبت کردم و متوجه شدم یافته‌های تجربی واقعاً قابل اعتمادند. آنجا بود که حس کردم کشف نورون‌های آینه‌ای تغییراتی انقلابی در تصور ما از مغزمان و خودمان ایجاد خواهد کرد. اما چند سال کار آزمایشگاهی طول کشید تا قدرت تبیینی نورون‌های آینه‌ای را در زمینۀ تقلید (imitation)، همدلی (empathy)، زبان، و غیره، یا به عبارت کلی­تر، زندگی اجتماعی‌­مان کاملاً درک کنم.

نورون‌های آینه‌ای یگانه یاخته‌های مغزی هستند که می‌دانیم متخصص کدگذاری افعال دیگران و نیز افعال خودمان‌اند. این یاخته‌های مغزی برای تعاملات اجتماعی نقشی اساسی دارند. بدون آن‌ها نمی‌توانیم افعال، نیات، و عواطف دیگران را دریابیم.

 

 

لهرر: خود تعامل اجتماعی را تصور کنید. نورون‌های آینه‌ای چگونه به درک ما از تفکر و احساس دیگران کمک می‌کنند؟

یاکوبونی: وقتی با دیگران تعامل می‌کنیم چه کار می‌کنیم؟ از بدنمان برای انتقال نیت‌ها و احساسات‌مان استفاده می‌کنیم. وضعیت بدن، حالتِ چهره (facial expressions)، و ایما و اشاره‌هایی که به کار می‌بریم همگی سیگنال‌های اجتماعی‌اند، یعنی راههایی برای برقراری ارتباط با دیگران. نورون‌های آینه‌ای یگانه یاخته‌های مغزی هستند که می‌دانیم متخصص کدگذاری افعال دیگران و نیز افعال خودمان‌اند. این یاخته‌های مغزی برای تعاملات اجتماعی نقشی اساسی دارند. بدون آن‌ها نمی‌توانیم افعال، نیات، و عواطف دیگران را دریابیم. نورون‌های آینه‌ای از طریق نوعی تقلید افعال دیگران درون ما، که به «شبیه­‌سازی» نیات و عواطفِ مرتبط به آن افعال می‌انجامد، به ما کمک می‌کنند تا دیگران را درک کنیم. وقتی شما را در حال خندیدن می‌بینم، نورون‌های آینه‌ای مربوط به خندیدن در من فعال می‌شوند که به زنجیره‌ای از فعالیت نورونی منجر می‌شود و حسی که معمولاً با خنده تداعی می‌شود را در ما برمی‌انگیزانند. لازم نیست استنباطی از احساسی شما داشته باشم، من بلاواسطه و به راحتی همان تجربۀ شما را (البته در حالت ضعیف‌ترش) درون خودم حس می‌کنم.

 

 

لهرر: آزمایشگاه شما در 2006 مقاله‌ای را در مجلۀ نیچر نوروساینس (Nature Neuroscience) منتشر کرد که سوءکارکرد (بدکاری) نورون‌های آینه‌ای را به اوتیسم ربط می‌داد. کاهش فعالیت نورون‌های آینه‌ای چگونه می‌تواند نشانه‌های اوتیسم را تبیین کند؟ آیا از 2006 تا کنون پیشرفتی در این زمینه حاصل شده است؟

یاکوبونی: بیماران مبتلا به اوتیسم برای درک وضعیت ذهنی دیگران مشکل دارند. به همین دلیل تعامل اجتماعی برای آنها کار راحتی نیست. کاهش فعالیت نورون‌های آینه‌ای به وضوح باعث کاهش توانایی این افراد برای تجربۀ بلاواسطه و بدون زحمت تجربۀ دیگران می‌شود و در نتیجه تعامل اجتماعی را برای آنها دشوار می‌کند. بیماران مبتلا به اوتیسم اغلب مشکلات حرکتی و زبانی هم دارند. مشخص شده است که نقص در نورون‌های آینه‌ای می‌تواند علی الاصول این نشانه‌ها را هم توضیح دهد. نقص حرکتی را می‌توان به سادگی اینطور توضیح داد که نورون‌های آینه‌ای صرفاً یک نوع خاص از نورون‌های پیشاحرکتی اند، یعنی یاخته‌هایی از مغز که نقشی اساسی در طراحی و انتخاب حرکات دارند. همچنین فرضیاتی مطرح شده است که شاید نورون‌های آینه‌ای در تکامل زبان و یادگیری زبان هم نقش مهمی داشته باشند. درواقع، ناحیه‌ای از مغز که معمولاً نورون‌های آینه‌ای در آن قرار دارد با ناحیۀ مهمی مربوط به زبان، یعنی ناحیۀ بروکا، هم‌پوشانی دارد. به همین دلیل، نقص در نورون‌های آینه‌ای می‌تواند علی الاصول سه نشانۀ اصلی اوتیسم، یعنی مشکلات اجتماعی و حرکتی و زبانی، را توضیح دهد.

 

 

لهرر: اگر مغز ما طوری سیم‌­کشی شده است که حرکات و وضعیت‌های ذهنی دیگران را به صورت خودکار درون خودش بازسازی کند، در این صورت تکلیف فیلم‌­ها و برنامه‌های تلویزیونی و بازیهای ویدئوی خشونت‌­آمیز و امثال این‌ها چه می‌شود؟ آیا معنایش این است که باید بیشتر مراقب مشاهدات خود باشیم؟

یاکوبونی: بله به نظرم باید بیشتر مواظب باشیم. البته این استدلال قدری پیچیده است، چون مجبورمان می‌کند در ایده‌های محبوب قدیمی‌مان در مورد اختیار (free will) بازنگری کنیم و شاید پیامدهای ناخواسته‌ای هم برای آزادی بیان بدنبال داشته باشد. شواهد رفتاری متقاعدکننده‌ای وجود دارد که  نشان می‌دهد نمایش خشونت در رسانه‌ها به تقلید از آن خشونت‌ها در دنیای واقعی ربط دارد. نورون‌های آینه‌ای یک مکانیسم عصب‌زیست‌شناختی معقول را برای توضیح تقلید خشونت بر اثر مشاهدۀ خشونت در رسانه فراهم می‌کند. پس وظیفۀ ما چیست؟ جواب روشن و راحتی وجود ندارد، اما باید به صورت همه جانبه در مورد این مسئله صحبت کنیم و امیدوار باشیم که به نوعی «توافق اجتماعی» در مورد محدودیت نمایش خشونت در رسانه‌ها برسیم طوری که آزادی بیان را هم خیلی محدود نکنیم.

 

 

لهرر: آیا نگرانی دارید که نکند نورون‌های آینه‌ای بیش از آنچه استحقاقش را دارند مشهور شوند و هیاهوی زیادی پیرامون آنها شکل بگیرد؟

یاکوبونی: بله این مسئله قدری ذهنم را مشغول کرده است. بخش امیدوارکنندۀ ماجرا اما این است که هیجان در مورد نورون‌های آینه‌ای نشان می‌دهد مردم درکی شهودی از مکانیسم‌های عصبی فرایند آئینه‌گی دارند. وقتی از یافته‌های پژوهشی مطلع می‌شوند، می‌توانند چیزهایی را که قبلاً در سطح ناخودآگاه «می‌دانسته‌اند» منظم کنند. اما ممکن است این هیجان‌زدگی تأثیر مخرب هم به بار بیاورد و نورون‌های آینه‌ای اهمیت خاصشان را از دست بدهند. به نظرم دو نکته را باید در نظر داشت. اول اینکه تخصص نورون‌های آینه‌ای در مورد افعال است. این یاخته‌ها برای تعاملات اجتماعی ضروری‌اند اما نمی‌توانند فرایندهای شناخت غیراجتماعی ما را توضیح بدهند. نکتۀ دوم اینکه هیچ نورونی، و البته هیچ سیستم عصبی، در خلأ کار نمی‌کند. مغز همه جایش به هم پیوسته است، بنابراین فعالیت هر یاخته بازتابی است از تعاملات پویا با سایر یاخته‌های مغزی و سیستم‌های عصبی.

اشتراک مقاله

خبرنامه

درج نظر

خبرنامه شناخت پژوه

دریافت نکات برجسته از مهم ترین اخبار ارسال شده به صندوق ورودی ایمیل شما