چطور مقصر را شناسایی می‌کنیم؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ذهن ما قبل از تعیین میزان مسئولیت هر کس در یک واقعه، وضعیت‌های ممکن مختلف را شبیه‌سازی می‌کند.

منبع :MIT News

ترجمه :صادق میرزایی

11 24, 2018 بازدیدها : 99

چاپ مقاله

 

 

افراد علت رخدادها را چگونه تشخیص می‌دهند؟ برخی فلاسفه می‌گویند مردم برای این منظور موقعیتی را تصور می‌کنند که اگر فلان علت احتمالی وجود نمی‌­داشت در آن صورت رخداد چگونه می‌شد. افراد بر اساس همین نوع تخیل، میزان مسئولیت دیگران در وقوع رخدادها را تعیین می‌کنند.

این نوع استدلال، که به شبیه‌سازی خلاف واقع (counterfactual simulation) مشهور است، در موقعیت‌های گوناگون انجام می‌شود. مثلاً داور فوتبال برای اینکه تشخیص بدهد فلان بازیکن «گل به خودی» زده است یا نه— یعنی آیا به طور اتفاقی به نفع تیم رقیب گلزنی کرده است یا نه— سعی می‌کند حالتی را تصور کند که آن بازیکن با توپ تماس نداشته است.

این فرایند ممکن است مثل بازی فوتبال آگاهانه انجام شود، یا حتی ناآگاهانه انجام شود طوری که خودمان هم ندانیم در حال انجام چنین کاری هستیم. با استفاده از فناوری ردیابی حرکات چشم، دانشمندان علوم شناختی دانشگاه MIT برای اولین بار شواهد وثیقی برای تأیید این فرضیه پیدا کرده‌اند، یعنی این فرضیه که مردم به طور ناخودآگاه از شبیه‌سازی خلاف واقع برای تصورکردن حالات مختلف یک رخداد استفاده می‌کنند.

جوزف تننبام (Josh Tenenbaum)، استاد گروه مغز و علوم شناختی و عضو آزمایشگاه علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی، و یکی از پژوهشگران این تحقیق جدید می‌گوید «اولین بار است که کسی توانسته است وقوع این شبیه‌سازی‌ها را به صورت آنلاین مشاهده کند و تعداد این شبیه‌سازی ها را بشمارد و همبستگی میان این شبیه‌سازی‌ها و قضاوت‌های فرد را نشان بدهد.»

توبیاس گرستنبرگ (Tobias Gerstenberg)، دانشجوی پست دکترای MIT که سال آینده در مقام استادی به گروه روانشناسی دانشگاه استنفورد می‌پیوندد، پژوهشگر اصلی هدایت‌کنندۀ این تحقیق است که در شمارۀ 17 اکتبر مجلۀ علم روانشناختی (Psychological Science) منتشر شده است. دانشجوی پست دکترای دیگری به نام متیو پیترسن (Matthew Peterson)، استاد دانشگاه استنفورد به نام نوح گودمن (Noah Goodman)، و استاد یونیورسیتی کالج لندن آقای دیوید لاگنادو (David Lagnado) پژوهشگران دیگر این مقاله‌اند.

 

 

توپ را دنبال کن

تا قبل از این، پژوهش‌ها در مورد شبیه‌سازی خلاف واقع فقط می‌توانستند از گزارش‌های خود افراد برای تشخیص فرایند نحوۀ مسئول‌دانستن دیگران در رخدادها استفاده کنند. این نوع گزارش به صورت غیرمستقیم به نحوۀ کارکرد ذهن می‌پرداخت.

گرستنبرگ، تننباوم، و همکارانشان تلاش کردند با استفاده از ردیابی حرکات چشم افراد، هنگام مشاهدۀ برخورد دو توپ بیلیارد با هم، شواهد وثیق‌تری از نحوۀ کارکرد ذهن پیدا کنند. این پژوهشگران 18 ویدئو ساختند شامل 18 حالت مختلف از برخورد دو توپ. در برخی موارد، این برخورد باعث می‌شد یکی از توپ‌ها وارد دروازه شود و در برخی موارد این برخورد مانع رفتن توپ به داخل دروازه می‌شد.

قبل از نمایش ویدئوها به برخی از شرکت‌کنندگان گفتند که قرار است شما گزاره‌هایی در مورد نحوۀ تأثیر توپ A روی توپ B را ارزیابی کنید، گزاره‌هایی مثل «توپ A باعث شد توپ B وارد دروازه شود.» و از سایر شرکت‌کننده‌ها نیز فقط خواستند بگویند نتیجۀ برخورد چه بوده است.

پژوهشگران نگاه افراد شرکت‌کننده را هنگام مشاهدۀ ویدئوها، با استفاده از اشعۀ مادون قرمزی که روی مردمک چشم تابیده می‌شود و مسیر نگاه فرد را مشخص می‌کند، ردیابی کردند. این کار به پژوهشگران امکان داد برای اولین بار راهی پیدا کنند تا بفهمند ذهن از چه روشی برای تصور کردن حالت‌های مختلفی که رخ نداده‌ است استفاده می‌کند.

تننباوم چنین می­گوید که «ویژگی جالب ردیابی چشم این است که به شما امکان می‌دهد متوجه چیزهایی بشوی که از آن‌ها آگاه نیستی.» وی می‌افزاید «وقتی روان‌شناسان و فلاسفه ایدۀ شبیه‌سازی خلاف واقع را مطرح کردند منظورشان این نبود که شما لزوماً به صورت آگاهانه این کار را می‌کنید. این اتفاق پشت صحنه رخ می‌دهد و ردیابی چشم آشکارسازی این اتفاق را ممکن می‌کند.»

پژوهشگران دریافتند وقتی از شرکت‌کننده‌ها دربارۀ تأثیر توپ A روی مسیر توپ B سؤال می‌کردند، چشم آنها مسیری را دنبال می‌کرد که اگر توپ A مداخله نکرده بود توپ B آن مسیر را طی می‌کرد. علاوه بر این، هرچه عدم قطعیت دربارۀ میزان تأثیر توپ A بیشتر می‌شد، شرکت‌کننده‌ها بیشتر به مسیر تخیلی توپ B [با فرض عدم تأثیر توپ A] نگاه می‌کردند.

تننباوم می‌گوید «بیشترین نگاه‌های مربوط به وضعیت خلافِ واقع، زمانی ایجاد می‌شود که عدم قطعیت زیاد باشد. افراد از این نوع نگاه برای رفع این عدم قطعیت استفاده می‌کنند.»

شرکت‌کننده‌هایی که قرار بود فقط نتیجۀ برخورد را گزارش بکنند چنین نگاه‌هایی را روی مسیر تخیلی توپ B نشان نمی‌دادند.

فیلیپ ولف (Phillip Wolff)، استاد روانشناسی دانشگاه ایموری (Emory)، که در این تحقیق مشارکت نداشته است می‌گوید «این ایده که علیت بر تفکر خلاف واقع (counterfactual thinking) استوار است، ایده‌ای بسیار قدیمی‌ست گرچه شواهد وثیق این ایده بسیار اندک است.» به نظر او «این تحقیق شواهد وثیقی برای حمایت از این ایده فراهم می‌آورد.»

 

 

در این تصویر،‌ حرکت چشمان دو شرکت‌کننده هنگام نگاه‌کردن به یک کلیپ ویدئویی ردیابی شده است. نقطه آبی جایی را نشان می‌دهد که هرکدام از شرکت‌کنندگان در صفحه به آن نگاه می‌کنند. از شرکت‌کننده‌ تصویر سمت چپ، خواسته شد تا ببیند که آیا توپ B به سمت وسط دروازه می‌رود یا نه. شرکت‌کنندگانی که این سوال از آن‌ها پرسیده شده،‌ اغلب به توپ‌ها نگاه می‌کنند که و تلاش دارند که حرکت توپ B را پیش‌بینی کنند. از شرکت‌کننده‌ تصویر سمت راست خواسته شد تا ببیند آیا توپ A موجب حرکت B به سمت دروازه می‌شود یا نه. شرکت‌کنندگانی که این سوال از آن‌ها پرسیده شد تلاش داشتند تا شبیه‌سازی کنند که اگر توپ A در صفحه وجود نداشت،‌ توپ B چه مسیری را می‌رفت. (تصویر از توبیاس گرستنبرگ)

 

 

 

افراد چگونه فکر می‌کنند

پژوهشگران از این رویکرد برای تحقیق دربارۀ حالت‌های پیچیده‌تری که افراد از شبیه‌سازی خلاف واقع برای قضاوت در مورد علیت استفاده می‌کنند بهره می‌برند.

گرستنبرگ می­گوید «گمان می‌کنیم این نوع فرایند شبیه‌سازی خلاف واقع بسیار رایج باشد.» وی می‌افزاید «ممکن است در بسیاری از موارد حرکت چشم در فرایند دخیل نباشد، چون تفکراتِ انتزاعی و خلاف‌ ­واقعِ مختلفی در ذهن ما رخ می‌دهد. اما مورد توپ بیلیارد ما را به نوع خاصی از شبیه‌سازی خلاف واقع رهنمون شد که برای ما قابل مشاهده است.»

یکی از مواردی که پژوهشگران در حال حاضر روی آن تحقیق می‌کنند از این قرار است: فرض کنید توپ C در حال حرکت به سمت دروازه است و توپ A و B نیز هر دو به سمت توپ C حرکت می‌کنند. هر یک از این دو می‌توانند توپ C را از مسیرش منحرف کنند اما فرض کنید توپ A زودتر به توپ C برخورد کند. آیا توپ B دیگر مسئولیتی ندارد یا اینکه کماکان تا حدی در مورد نتیجۀ حاصله مسئولیت دارد؟

گرستنبرگ می­‌گوید «یکی از کارهایی که تلاش داریم انجام دهیم این است که چگونگی برخورد مردم با این نوع مسائل پیچیده را کمی روشن کنیم. در یک دنیای ایده‌آل، کار ما می‌تواند باعث تدقیق مفاهیم مربوط به علیت در مسائل قانونی شود.» به‌علاوه، از آنجا که «بین علوم کامپیوتر، روانشناسی، و حقوق قدری تعامل وجود دارد، همۀ ما می‌خواهیم بدانیم مردم دربارۀ علیت چگونه می‌اندیشند.»

این تحقیق با سرمایه‌گذاری بنیاد ملی علم (National Science Foundation) از طریق مرکز مغز، ذهن، و ماشین‌های MIT و نیز ادارۀ پژوهش‌های دریایی انجام شده است.

اشتراک مقاله

خبرنامه

درج نظر

خبرنامه شناخت پژوه

دریافت نکات برجسته از مهم ترین اخبار ارسال شده به صندوق ورودی ایمیل شما